18- جاذبه جنسی

 

جاذبۀ جنسی

 

خیلی کم ممکن است زن و مرد مقابل هم قرار بگیرند و پس از چند لحظه که در چشمان هم عمدا و یا سهوا نگریسته هیجانی در آنان پدید نیاید و کششی در خود احساس نکنند حتی این تمایل می تواند بدون مقدمه و بدون احساس و رویت صورت گیرد به این معنی که دو جنس مخالف چون کنار هم قرار گرفتند به سبب حس شامه تحریک شوند و خود را در حالی غیر از آرامش و سکون ببینند .

پیش می آید شما هنگامی که تالار سینما تاریک است وارد آن شده اید و راهنما جایتان را نشان داده است و شما بدون توجه در صندلی نشسته اید لحظاتی چند که گذشت در خود ناراحتی و شکنجه احساس نموده اید و بی اختیار به طرف چپ و راست خود نگریسته اید و شاید علت این ناراختی را درک نکرده اید ولی پس از مطالعه این مقام در خواهید یافت که این شکنجه روحی و این ناراحتی جسمی به سبب جاذبۀ جنسی و کشش های نامرئی هورمون های جنسی است که زن و مرد را به طرف هم گریز می دهد و حتی بدون آنکه یکدیگر را ملاقات کنند نسبت به هم در خود تمایل احساس می کنند .

علمای امور زناشویی عقیده دارند که عطر و روایح خوش در تحریک امور جنسی سهم موثری دارند و می گویند که عطر می تواند هورمون های جنسی زن و یا مرد را تا آخرین حد تحریک کند .

مقصود این است که کشش جنسی در هر موجود جان دار وجود دارد و همین نیرو است که قوۀ زاد و ولد تولید می کند میل به بقاء نوع پدید می آورد . پروانه عاشق را به گردش وا می دارد و عشق ماردی در زن ایجاد می نماید درست است که زن فرزند خود را دوست دارد ولی باید دید این دوست داشتن از چه ناشی می شود آیا از این جهت که مادر با پروراندن کودک لذت احساس می کند و از شیر دادن امیال خود را قانع می سازد ؟

فروید عالم بزرگ اطریش عقیده دارد که سرچشمۀ خواسته های بشر میل جنسی است و هر چه بد و خوب از آدمی ناشی می گردد به سبب همین است و اگر خدای ناکرده میل جنسی در کسی ارضاء نشود و یا صورت عکس پیدا کند آن مرد یا زن راه خطا خواهد رفت و هرگز به مقصود نخواهد رسید اگر مرد باشد جانی و اگر زن باشد به یک نابکار فاحشه تبدیل خواهد شد .

هر موفقیت و پیشرفتی مورهون امیال جنسی در جوانی است . جوانی که از این نعمت محروم بماند اعصابش تحریک می شود و نمی تواند خود را آن طور که لازم است به جامعه معرفی کند و بالطبع چنین آدمی از مزایای اجتماعی محروم خواهد ماند .

حال روشن شد میل جنسی در همه هست و سرچشمۀ موفقیت های آدمی است باید دید چگونه می توان آن را رهبری کرد و آنچه عامل اصلی این توفیق خواهد بود چیست ؟

بسیاری از مردم خاصه زنان خیال می کنند جاذبۀ جنسی یعنی زیبایی و هرکه از جمال بهرۀ بیشتری دارد در این امر موفق و کامرواست و آن که بی بهره از نعمت زیبایی است نمی تواند خود را به مقصود رساند این اشتباه محض است گر چه زیبایی یک عامل مهم برای جاذبۀ جنسی است ولی تمام این عوامل به شمار نمی رود زیرا ملاحظه کردیم که در تاریکی که چشم کار نمی کند و جمال تاثیری ندارد میل جنسی حرکت می کند و جاذبه وجود ندارد .

جاذبۀ جنسی یا سکس اپیل آن قوۀ نامرئی و غیر قابل رویت است که در یک دید و با یک برخورد قلب را تکان می دهد و موافق یا مخالف عکس العملی در شخص ایجاد می نماید که پایه و مبنای اعمال او در آینده نسبت به آن شخص می باشد در این نخستین برخورد آنکه فاتح باشد در آینده نیز فاتح خواهد بود .

علامت مورد توجه واقع شدن و یا تحت تاثیر قرار گرفتن سبب دوران سریع خون و برافروخته شدن رنگ صورت و لبان می گردد . چند لحظه دقیق به چشمان زن یا مردی خیره شوید بدون تردید چند لحظه بعد گرمائی در خود دو طرف خواهد دید .

علامت دیگر آن سرعت طپش های قلب , خشک شدن دهان , سستی پاهاست . یک زنی که بد لباس پوشیده نمی توان زن کامل و محرکی باشد همچنان که با زیبایی زیاد بستگی ندارد خوب را خوب معرفی کردن و خوب نشان دادن و قشنگ لباس پوشیدن و نرم حرف زدن مربوط است .

باید دقت شود که مورد توجه واقع شدن بستگی به این دارد که تمام حواس آدمی محسوس گردد .

چشم از رخسار زیبا , گوش از صدای نرم , بینی از عطر دلاویز و دست از لطافت نرمی تن و لااقل یکی از خواص بیش از ان دیگری متمتع باشد که جبران مافات را بنمایند و این مسائل خاصه در نظر مردان و زنانی که هوس و دلربائی دارند باشد .

از جاذبۀ جنسی در غیر مورد خود نیز میتوان استفاده کرد این همان است که در روانشناسی آن را قوۀ کلام نام نهاده اند و یا به عنوان مجلس آرائی ذکر کرده اند و با توجه به اینکه خواست جنسی طبیعی ترین امیالست و مانند نفس کشیدن و خوردن باید به آن نگریست روشن می شود که تا چه حد در زندگی این موضوع نقش موثری را بازی می کند .

امروز ممالک راقیه سعی دارند زن و مرد را به اینگونه مسائل کاملا آشنا سازند و رموز خوب زیستن و خوب لذت بردن را بیاموزند و سعی کنند با این اندرزهای نیک زندگانی زناشوئی را راحت و خوش نمایند و از انحراف جنسی و سایر اعمال خلاف جلوگیری کنند و زن و مرد را به راه واقعی و حیات جنسی سوق دهد .

چون در نگاه اول سرنوشت یک زن تایین و قطعی می شود بنابراین کلیۀ زنان دو مرحلۀ بسیار ممتاز از هم , به فراخور حال برای مغلوب ساختن طرف طی می کنند .

 

1- عشوه گری و طنازی 2- شرم و حیا

هر یک از این دو حال در مورد مخصوص می توانند مرد را شیفتۀ زن کند و او را رام گرداند .