11- روابط زن و شوهر

 

روابط زن و شوهر

 

عشق و علاقه و توافق بین مرد و زن اساس زناشوئی و خوشبختی را تشکیل می دهند بعلاوه توافق اخلاقی روانی حتی جسمی برای دو طرف لازم است .

برای تامین اساس و پایه خوشبختی مرد و زن در درجه اول عشق و علاقه و بعدا توافق اخلاقی و دماغی حتی جسمی برای دو طرف لازم است و اگر از نظر جسمی ( فیزیکی ) تناسب در بین نباشد نباید اقدام به ازدواج نمایند .

برای عشق و محبت هم باید هر دو طرف آزموده و مطلع باشند . یک دانشمند اتریشی می گوید :

« عشق عبارت است از شناختن طرف »

بالاخره باید در تمام موارد بین زن و شوهر حتی از حیث اراده کردن منزل هم آهنگی کامل موجود باشد .

 

علاقۀ زن و مرد

 

زن بیشتر از مرد با تمام قلب و جسم و روان خود عشق می ورزد و مراتب توافق جسمی و توافق قلبی عشقی را تکمیل می کند که در بسیاری موارد یکی از آنها ممکن است ، مکمل قسمت دیگر باشد . اگر بخواهید این محبت طولانی گردد باید رابطۀ جسمی و روانی بین زن و شوهر متصل تجدید شود .

اغلب اوقات مانع یگانگی و اختلال روابط زن و شوهر از ناحیه عوامل و روابط جنسی است ، بطور کلی مردها در این اعمال سریع هستند ، در صورتی که در زنان آرام و آهسته پیش می رود پس این خودخواهی و تعجیل مرد باید تعدیل شود که در این صورت علاقه زن بیشتر می گردد .

برای زن یک مقدماتی در اجراء امر زناشوئی لازم است که در مرد وجود نداشته و یا حوصله آن را ندارد و اغلب مردان شکایت دارند که زنهای آنها سرد هستند در صورتی که عامل مهم خود آن مرد شاکی است .

بعلاوه زن کاملا حساس می باشد پس باید طوری رفتار نمود که مخالف احساس او هیچ گونه اقدامی نشود و با سیاست و رویه خاص زن را از هر حیث ( جسمی و روانی ) راضی نگاه داشت . تحریک احساسات عمقی زن احتیاج به یک تعلیمات کلی مربوط به امور زناشوئی دارد و هر رابطۀ جنسی باید تجربه و تعلیمات را کامل تر نماید . تحریک سطحی زودتر تحصیل می شود ولی احساسات عمقی که برای تکمیل صمیمیت و علاقه و تسکین اعصاب لازم است به این سهولت به دست نمی آید .

تنها استرضاء عمقی می تواند سعادت طرفین را فراهم نماید پس تحریکات سطحی یک امر آنی و موقتی است که اگر فقط به این امر اکتفا شود هیچ وقت هم بستگی زن و شوهر نمی تواند دوام داشته باشد و اگر در این امر سطحی افراط شود سبب عصبانیت و به هم خوردن تعادل و هم آهنگی دو طرف می گردد .

در زن احساسات مقام و ارزش مهم تری از مرد دارند . مثلا دیدن ، شنوایی ، لامسه ، بو ، طعم ، نقش بزرگی نزد او دارد .

همچنین صدا مهم است چون صدای بلند و ناهنجار در مقابل زن ابدا خوب نیست ، و مرد باید در این موارد آهسته صحبت کند تا بتواند بیشتر او را جلب نماید . بعلاوه مرد باید در نظافت بدن خود دقت کامل کند چون برای زن این موضوع بسیار دقیق و حساس است .

 

الکتریسیته و عشق

 

در تماس اولیه جریان الکتریسیته در هر دو طرف تولید می شود ( گر چه میزان آن کم است ولی حقیقت دارد ) و به تدریج با تماس و آمیزش این جریان بیشتر می شود مخصوصا اخیرآ آزمایش هایی در دانمارک و آلمان در این باره نموده اند و ثابت شده است در موقع آمیزش امواج الکتریکی در هر دو طرف بوجود می آیند . پس اگر در تماس اولیه نقص و اختلالی در این جریان حاصل شود عشق و محبت حقیقی نمی تواند بین زن و شوهر وجود داشته باشد .

تمام این قسمت ها را مرد که عامل اولی است باید در نظر بگیرد و یک دفعه مثل حیوانات وحشی به زن حمله نکند و با عمل خشونت و یا جهالت یک دفعه احساسات زن را جریحه دار نسازد .

طول مدت روابط جنسی متفاوت است و بستگی به ساختمان طرفین دارد و معمولا در حدود 20 دقیقه و گاهی بیشتر و آن مربوط به مرد است که این دوره احساست را طبق دلخواه تعیین و طولانی نماید .

مرد باید تجربه و تعلیمات کافی در جزئیات امر زناشوئی داشته باشد . همانطور که معمار و یا نجار و غیره باید در حرفه خود آگاه و مطلع باشند .

اگر امر زناشوئی به خوبی انجام شود تمام نیروهای الکتریسیته تخلیه می شود ، چون بدن به یک باطری شباهت دارد که در آن هوس رابطه جنسی مانند برق جمع شده است ، حال اگر تمام برق باطری خالی نشود ( مخصوصا در زنان ) استرضاء خاطر فراهم نگشته است و نمی توانند هر دو طرف خوشبخت و سعادتمند گردند ( چون این مطالب جنبه عمومی دارد نمی توان آنها را از نظر طبی کاملا تشریح کرد و همین قدر سعی می کنیم با اشاره و کنایه مطلب را به خوانندگان عزیز خود بفهمانیم ).