در بیان بعضی از تعابیر از ابن سیرین
  • نمايش صفحه شماره 2

  • شخصی به ابن سیرین گفت : خواب دیده ام که سورۀ اذا جاء نصرالله را می خوانم . این خواب چه تعبیر دارد ؟ ابن سیرین فرمود : اجل تو نزدیک شده . شخصی پرسید : چگونه فهمیدید ؟ ابن سیرین گفت : چون این سوره آخرین سوره ای بود که بر رسول اکرم (ص) نازل گشت .

     

    شخصی به ابن سیرین گفت : خواب دیدم که در بین نماز حلوا می خورم . ابن سیرین فرمود : خوردن حلوا حلال است ، ولی در نماز حرام می شود . چنین می فهمم که تو در حال روزه با عیال خود تماس می گیری . آن مرد این موضوع را اعتراف کرد .

     

    شخصی به ابن سیرین گفت : در خواب دیدم نعلین به پایم بوده ناگهان بند یکی از آن دو گسسته و پاره شد و من هم هر دو را همانجا گذاشتم و رفتم . ابن سیرین فرمود : تو به اتفاق برادرت به سفر رفته ای برادرت در آن مسافرت فوت شده و تو تنها بر گشته ای . پس از تحقیق صدق گفتار ابن سیرین ظاهر شد .

     

    زنی به ابن سیرین گفت : در خواب دیدم که سنوری ( گربه ای ) سر خود را در شکم شوهرم نمود و چیزی از آنجا بیرون آورد و خورد . ابن سیرین فرمود : اگر راست می گوئی امشب دزدی به دکان شوهرت می رود و سیصد و شانزده درهم از آنجا می برد . اتفاقا این دزدی از غلامی که در همسایگی آنها بود سر زده شد . شاگردان پرسیدند چگونه دانستی ؟ ابن سیرین فرمود : سنور یعنی گربه ، در تعبیر دزد است  و از شکم به خزانه و از خوردن به بردن تعبیر می شود و اما عدد سیصد و شانزده را از حساب جمل استخراج کردم که آن مجموع حروف سنور است  . ( س / 60 – ن / 50 – و / 6 – ر / 200 )

     

    مردی نزد ابن سیرین آمد و گفت : در خواب دیده ام که سر مشکی را بسیار محکم می بندم . ابن سیرین پرسید : خودت چنین خوابی دیده ای ؟ مرد گفت : بلی . ابن سیرین رو به حضار مجلس کرد و گفت : معلوم می شود این مرد بچه ها را خفه می کند . بعد از آنکه صدق گفتار ابن سیرین ظاهر شد بینندۀ خواب را به حاکم تسلیم کردند .

     

    شخصی به ابن سیرین گفت : در خواب دیده ام که مردی را هر دو دست بریدند ، و مرد دیگری را به دار آویزان کردند . ابن سیرین فرمود : حاکم شهر را معزول می کنند و دیگری را به جای او نصب خواهند نمود . اتفاقا همینطور شد .

     

    شخصی در خواب دید که چشم راستش از قفا برگشت و چشم چپش را بوسید . ابن سیرین گفت : تو دارای دو پسر هستی که یکی از آنها با دیگری لواط می کند . آن شخص در صدد تحقیق برآمد و صدق گفتار معبر بر او کشف شد .

     

    شخصی به ابن سیرین گفت : در خواب دیدم کبوتر سفیدی بر دیوار مسجد مدینۀ منوره نشسته بود ، باز شکاری آمد و آن کبوتر را صید کرد . ابن سیرین گفت : اگر راست گفته باشی حجاج بن یوسف ، دختر عبد الله جعفر را تزویج خواهد کرد . زیرا کبوتر در خواب زن است ، و سفیدی به زیبائی و جمال تعبیر می شود و من ، در مدینه زنی را به نفاست و شرافت دختر عبد الله جعفر سراغ ندارم . و از باز شکاری به حاکم ظالم و ستمگر تعبیر می شود و در بین حکمرانان ظالم تر از حجاج کسی را نمی شناسم .

     

    شخصی به ابن سیرین گفت : در خواب دیده ام که تخم مرغهائی را می دزدیدم و در زیر چوب می گذاشتم . معبر گفت : چنان معلوم می شود که زنان ناپاک را به منظور بی عفتی پیش مردان هوسباز و نا اهل می بری . مرد پرسید : از کجا این تعبیر را دانستی ؟ ! ابن سیرین جواب داد : از آنجائی که خداوند کریم در کتاب آسمانی خود در وصف زنان می فرماید : کانَّهُنَّ بِیضُ مَکنُون . یعنی : زنان همانند تخم های پاکیزه ( از غبار ) می باشند و نیز دربارۀ مردان نا اهل و بد عمل فرموده است : کانَّهُم خُشُبُ مَسنَدَه ُ . یعنی : گویا مردان نا اهل به مثل چوبهای تکیه دادۀ به دیوار می باشند . از این دو آیه استفاده کردم که خواب تو دلالت بر عمل و شغل ناپسندت دارد .

     

    مردی به ابن سیرین گفت: در خواب دیدم تخم مرغهائی را در دست دارم و یکی پس از دیگری می شکنم ، سفیده های آنها را بیرون می آورم و زرده هایش را می گذارم . ابن سیرین به ملازمان خود گفت : از خواب او معلوم می شود که او شبانه گورهای مردگان را می شکافد و کفن آنان را می دزدد . آن مرد که خود را گرفتار دید اعتراف نمود .

     

    بیماری به ابن سیرین گفت : در عالم خواب کسی به من گفت برای شفای خود « لا و لا » بخور که خوب می شوی . ابن سیرین گفت : برو و زیتون بخور ، زیرا که خداوند دربارۀ آن فرموده : لا شرقیه و لا غربیه .

     

    شخصی به ابن سیرین گفت : در خواب دیدم با موشی مقاربت کردم و بعد ، از فرج آن خرمائی بیرون آمد . ابن سیرین فرمود : معلوم می شود زن نابکاری را به عقد خود در آورده ای . آن شخص گفت : بلی . ابن سیرین گفت : ولی مژده باد تو را که از این زن فرزند صالح خوبی نصیب تو می شود .

     

    1 2 3